ایران ثروت

مدیریت کسب و کار

۱۱۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارکنان» ثبت شده است

مدیران برای اینکه بتوانند باهمه کارکنان کارکنند چه باید بکنند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

1

 

منظور از این که مدیران شرکت‌ها بخواهند به‌عنوان مدیر موفق و محبوب باشند وقتی که آنها نمی‌توانند منحصراً با کسانی که دوست‌شان دارند سروکار داشته باشند به نفع‌شان است چه بکنند توضیح دهید؟

آنها باید بکوشند همه آنهائی را که با آنها در ارتباط هستند دوست بدارند.

وقتی کسی را دوست بدارید، به‌طور طبیعی تمام نکاتی را که برای حسن رابطه با او لازم است رعایت می‌کنید. منافع و مصالح او را مدنظر قرار می‌دهید، وسیله ترقی و پیشرفت و اجرای خواسته‌های او را فراهم می‌کنید، تلاش می‌کنید تا او هر چه بیشتر رضایت خاطر داشته باشد و همه اینها آن چیزی است که دوستی و محبت متقابل را بوجود می‌آورد، حسن رابطه انسانی را ایجاد می‌کند و موجب تشریک مساعی قلبی افراد می‌گردد.

چگونه می‌تواند «همه آنهائی را که با ما در ارتباط هستند، دوست بداریم» جواب این سؤال بسیار مهم این است: ما  فطر تا انسان‌های دیگر را دوست می‌داریم ولی عواملی مانند باورهای غلط و شرط‌ها و احساس ترس و نا‌ایمنی ورقابت و حسادت باعث شده است که از هم‌نوعان‌مان فاصله بگیریم و از آنها دوری کنیم و حتی نسبت به آنها به‌جای مهر،کین بورزیم.

اینکه بدانیم گاهی تأثیر یک رفتار سوءآزاردهنده و تحقیرکننده با هزار عمل درست و سنجیده و خیرخواهانه نیز جبران نخواهد شد و این فطرت آدمی است که نیکی را حق خود می‌داند ولی بدی (و یا آنچه را که بدی می‌پندارد) ظلم به خود می‌انگارد وآن را از یاد نمی‌برد.

کار بد بهتر آن است که مطلق نکنیم و بدانیم که فطرت آدمی چنین است و سوء رفتار را نمی‌تواند در مقابل حسن رفتار گذشته (وحال وآینده) نادیده بگیرد.

جوانمردی در ارتباطات انسانی حکم می‌کند، همچنان‌که وقتی کسی را دوست می‌داریم با او از سر مهر برخورد می‌کنیم، وقتی هم از کسی، به هر دلیلی خوش‌مان نمی‌آید، با او از روی انصاف و عدالت رفتار کنیم، و سرانجام اینکه فراموش نکنیم به نفع ماست که دیگران را «بد» ندانیم ولی اگر رفتار نادرستی دارند، نسبت به آن رفتار، ابراز ناخشنودی کنیم نه نسبت به خود آنها تا فرصت اصلاح و بازگشت برای آنها باقی بماند. بپذیریم که مکانیسم‌های حاکم بر رفتار انسان، دارای چنان پیچیدگی‌هایی است که هیچکس نباید امیدش را برای تغییر رفتار ناسالم انسان‌ها از دست بدهد. به‌طور کلی مغز انسان  با آموزش رشد می‌کند ولی دل او یعنی احساسات و عواطف او با پرورش تقویت می‌شود و در این مرحله است که انسان به مرحله فرهیختگی می‌رسد ودارای شرایطی می‌شود که نه تنها می‌تواند همراهمان موافق خود را دوست بدارد، بلکه قادر است، افراد غیر همراه و نا‌موافق و حتی آنهائی را که برخی از رفتارهای آنها را نمی‌پسندد را دوست بدارد و در مقابل رفتار نا سالم آنها رفتار سالم و سازنده نشان دهد.

مولانا می‌فرماید: «از محبت خارها گل می‌شود».

رنجش را می‌توان نادیده گرفت یا عفو کرد ولی به سختی می‌توان آن را فراموش کرد.

توصیه به دوست داشتن، کسانی که با آنها سرو کار داریم، فرصت طلبانه یا مهر طلبانه تلقی شود، زیرا فرصت طلب، ریا کارانه زمینه بهره‌برداری از دیگران را، حتی با محبت ظاهری، فراهم می‌کند و مهر طلب به علت ضعف روانی، ناچار است که محبت دیگران را جلب کند و از این رو ممکن است به آنها مهری ظاهری نشان دهد. صحیح‌ترین کار، مهرورزی آگاهانه و ارادی و با هدف ایجاد و تقویت حسن رابطه انسانی است نه کسب منافع ریا کارانه و یا پاسخ به نیاز عصبی مهرطلبانه، و در مورد تفاوت اینها با یکدیگر، تنها خود فرد است که می‌تواند ببیند آیا پس از ابراز محبت ارادی، به فردی که دوست داشتن او برایش مشکل است، احساس رضایت خاطر می‌کند یانه.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

مدیران برای اینکه تکرونباشند چه باید بکنند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

منظور از این که مدیران بنگاه‌ها و شرکت‌ها بخواهند به‌عنوان مدیر موفق و محبوب باشند باید تکرو نباشند و بکوشند برای همکاران خود پایه مقبولیت و وسیله پیشرفت و ترقی ایجاد کنند چه باید بکنند توضیح دهید؟

حداقل هفت گروه انسانی در پیشرفت یک بنگاه و شرکت و موفقیت یک مدیر نقش اساسی به‌عهده دارند و یک مدیر خوب هرگز نقش و اهمیت آنها را کتمان و انکار نمی‌کند. در میان این گروه‌های هفتگانه توجه به‌کارکنان  بنگاه و شرکت، از اهمیت ویژه‌ای برخورداراست.

اولاً یک مدیر خوب کلیه افراد بنگاه و شرکت را در هر رده و یا سطحی که باشند «همکاران» خود می‌داند و آنها را با همین نام خطاب می‌کند. ثانیاً خود را موظف می‌داند وسیله پیشرفت و ترقی و ایجاد مقبولیت برای آنها را فراهم سازد.

بدترین عملی که می‌تواند از ارزش و اعتبار یک مدیر در محیط کار بکاهد و به روابط او با دیگران و به تحقق اهداف کلی بنگاه و شرکت لطمه بزند، حسادت و تنگ نظری مدیر نسبت به زیر دستانش می‌باشد. این امر که بیشتر ناشی از احساس خطر، عقده حقارت و احساس ناایمنی است، از مدیر چهره مکروه و منفور می‌سازد که از دیگران فقط به‌عنوان نردبان برای ترقی خویش سود می‌جوید، بدون اینکه به فکر ترقی و رشد و تعالی آنها باشد و به فضیلت فرد در کنار معشیت او بیندیشد. بدترین عادتی که در میان برخی مدیران رایج است، این است که همواره می‌کوشند بدون جانشین باشند و به اصطلاح فن هزار ویکم را برای خودشان حفظ می‌کنند، تا هیچ کس نتواند جانشین آنها شود. در حالی‌که یک مدیر خوب هرگز خود را با زیر دستانش در حال رقابت نمی‌بیند. او مانند یک پدر و یک معلم، ترقی آنها را موفقیت خود می‌داند و این خصلت ناشی از اعتماد به نفس، چنان ارزش و اعتباری برای او ایجاد می‌کند که همه تلاش خواهند کرد در کنار او باشند نه به‌جای او اگر دل مهربان، چهره گشاده و زبان ملایم داشته باشند و رفتار وگفتارشان حاکی از توجه قلبی به مخاطبان‌شان باشد، بدون تردید، واکنش آنها نیز به‌گونه‌ای خواهد بود، که دوست داشتن‌شان را برای‌شان آسان خواهد کرد.

مدیر گروه، به‌جای آنکه در خدمت اعضاء گروه و اهداف بنگاه و شرکت باشد،آنها را در خدمت خود بگیرد و با تحمیل رابطه‌ای مشابه مراد و مرید، عملاً به جای رشد، باعث مسخ و تزلزل شخصیت افراد گردد، و آنها را ابزار رفع نیاز عصبی جاه طلبی خود تلقی کند، که این درست نقطه مقابل آن چیزی است که آن را مدیریت انسانگرا می‌نامند. از نظر روان‌شناسی مسخ شخصیت به دو صورت ممکن است رخ دهد اول ارادی وآگاهانه و به قصد وادار ساختن فرد مقابل به اطاعت محض حتی از نظر فکری و عقیدتی و دوم غیرارادی و ناآگاهانه حتی در لباس دوستی، محبت و صمیمیت.

مورد اول یعنی مسخ شخصیت ارادی و آگاهانه معمولاً کار با تهدید و ایجاد اضطراب در مخاطب آغاز می‌شود و سپس با تحقیر، سعی می‌شود عزت نفس و اراده او فرو بریزد و در مرحله بعد او در شرایط محرومیت ارتباطی قرار می‌گیرد (مخصوصاً از جهت پیام‌های امیدوارکننده و انرژی‌زا) سپس به فرد مورد نظر مطالب خاص به شدت تلقین می‌گردد. اگر این روش مدتی ادامه یابد، سوژه دچار مسخ شخصیت، بی‌تصمیمی، تأثیرپذیری شدید می‌گردد و خودبه‌خود و بی‌اختیار، دنبال‌رو کسی که او را تحت سلطه و تأثیر قرار داده است می‌رود. در نوع دوم فرد سلطه‌گر قصد و نیت مسخ شخصیت مخاطب و سوژه مورد نظر را ندارد، بلکه، حتی، از سردلسوزی باعث ایجاد ترس و تحقیر در او می‌گردد و به بهانه حفظ سلامت معنوی و دوری از آسیب‌های رفتاری، او را از ایجاد ارتباط با دیگران منع می‌کند و نصایح و پند‌های خود را به او تلقین می‌نماید و به این وسیله باعث مسخ شخصیت مخاطب می‌گردد. رفتار‌های برخی از والدین با فرزندانشان متأسفانه در این گروه قرار می‌گیرد و آنها بعدها فرزندشان تحت سلطه فرد دیگری (همسریا کسی دیگر) غیرخود آنها قرار گرفت، ناله و فغان سر می‌دهند که فرزندم را جادو کرده‌اند. در حالی که خود آنها عامل این تزلزل شخصیت فرزندانشان هستند. در محیط‌های کاری نیز هر د و این روش‌ها ممکن است بوجود آید و به‌جای رشد و تعالی معنوی کارکنان، موجب مسخ شخصیت آنها وکاهش خلاقیت و بهره‌وری آنها گردد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

منظور ازاینکه مدیران شرکت ها بخواهندمحیط کارخودراخوشایندسازندچه بایدبکنند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

منظور از این که مدیران شرکت‌ها بخواهند به‌عنوان مدیر موفق و محبوب باشند باید محیط کار و فعالیت را خوشایند سازند چه باید بکنند توضیح دهید؟

بی‌تردید هر گاه افرادی را در محیط خوشایند و دلخواه ملاقات کرده‌ایم (حتی بدون توجه به خصوصیات و شخصیت‌شان) آنها در ما تأثیری بهتر به جا گذاشته‌اند، و هر گاه با کسی در محیطی ناخوشایند بر خورد داشته‌ایم، دیدن مجدد او (یا حتی فردی شبیه او) در ما احساس ناخوشایند ایجاد کرده است. خوشایند بودن محیط کار در بهبود رابطه بین مدیر و تمام گرو‌های انسانی هفتگانه مخاطب او، مخصوصاًٌ کارکنان و مشتریان بنگاه و شرکت که در این امر مستقیماً ذی‌نفع هستند، بسیار مؤثر است و از همین‌رو مدیران مجرب و کار آزموده نه به دلیل تشریفات و تجمل‌گرائی، بلکه با توجه به این اصل اساسی، می‌کوشند حتی در انتخاب وسائل و اثاثیه و مبلمان، این نکته را در نظر بگیرند که کارکنان بنگاه و شرکت و مخاطبین و مشتریان‌شان از شرایطی راحت و مناظری چشم‌نواز و آرامش بخش برخوردار باشند و حضور در بنگاه و شرکت برای آنها با خوشحالی، راحتی و احساس حرمت و احترام توأم باشد.

محیط کار می‌تواند با کمی گل و سبزه، پر از زیبائی و انرژی حاصل از آن گردد و در مورد خوشایند ساختن محیط کار دو نکته قابل تعمق است:

اول- شرایط فیزیکی محیط کار، مانند بهداشتی بودن محیط و شرایط، توجه به رفاه کارکنان و مشتریان، دقت در سرمایش و گرمایش محل کار، وضعیت نور و روشنائی و حتی نصب تابلو‌های مناسب که حاوی پیام‌های امیدوار کننده و مؤثر برای کار بهتر و مفیدتر باشد (و تغییر دوره‌ای آنها برای جلوگیری از یکنواختی) محیط کار را آرام و دلپذیر و خوشایند می‌سازد و بر روابط کارکنان با یکدیگر و نحوه بر خورد آنها با مشتریان تأثیر می‌گذارد. حتی انتخاب رنگ‌های مناسب می‌تواند، در شرایط روحی وروانی کارکنان مؤثر باشد، البته نباید این نکته را از نظر دور داشت که، منظور از خوشایند ساختن محیط کار تنها به دفاتر مرکزی  یا قسمت‌های مربوط به تماس با مراجعان و مشتریان محدود نمی‌شود، بلکه همه قسمت‌ها اعم از انباری‌ها، نگهبانی، سالن‌های تولید و غیره می‌توانند و باید از این جهت مورد توجه قرار گیرند، چیزی که شاید بیش از پول، به سلیقه نیاز داشته باشد، سلیقه‌ای که می‌توان با مشورت و حتی نظر سنجی از کارکنان و مشتریان، آن را به‌ارزانی به‌دست آورد. گفته می‌شود.

دوم- تلاش برای ایجاد دوستی وصمیمیت وحسن رابطه بین کارکنان، که آنها را به یکدیگر و نتیجتاً به محیط کار علاقمند و دل‌بسته می‌سازد. فراموش نکنیم پرنده حتی در قفس طلایی، نمی‌تواند شاد و راضی باشد. بنابراین محیط آراسته، نیازمند فضای مهرآمیز نیز هست تا شادمانی در افراد ایجاد کند. از این رو یک مدیر خوب به‌جای پیروی از اصل «تفرقه‌انداز و حکومت کن» می‌کوشد تا بین کار کنان بنگاه و شرکت کمال دوستی و مودت ایجاد شود و در صورت بروز رنجش و کدورت بین افراد، با بی‌طرفی به‌طور کدخدامنشی اختلافات را بر طرف و دوستی و صمیمیت، که موجب افزایش انرژی روانی در محیط می‌گردد، را مجدداً بین کار کنان بنگاه و شرکت بر قرار می‌سازد.

انرژی روانی که از طریق1- تفکر مثبت 2- درک زیبائی‌ها 3- مراودات مهرآمیز و دوستانه تامین می‌شود، تأثیر شگرفی در افزایش توانائی وکارائی افراد می‌تواند داشته باشد، به‌گونه‌ای که تقویت این بخش، در مدیریت نوین از اهمیت بالائی برخوردار است و بخشی از آموزش کارکنان به این امر اختصاص می‌یابد،که آنها بیاموزند چگونه زمینه تقویت انرژی روانی خود و دیگران را فراهم سازند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

مدیران باگروه های انسانی مرتبط به خود چگونه باید باشند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

منظور از این که مدیران شرکت‌ها بخواهند به‌عنوان مدیر موفق و محبوب باشند باید بکوشند تا گروه‌های انسانی مرتبط با او پیشرفت مقاصدش رابه سود خود ببینند و همکاری با او را افتخارآمیز بدانند چه باید بکنند توصیح دهید؟

آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که حکومت‌ها برده داری چرا از بین رفتند؟ از زمانی که برده‌ها در یک اقدام  غیرسازمان یافته و بدون رهبری به علت (سوء روابط انسانی) و سخت‌گیری و تحقیری که برده‌دار بر آنان روا می‌داشت از کار مفید وکارآئی خود کاستند وکمتر از چیزی که می‌خوردند تولید کردند، نظام برده‌داری از میان رفت زیرا برده مقاصد برده‌دار را به سود خود نمی‌دید و طبعاً در جهت آن قدم برنمی‌داشت، همچنان که در قرن بیستم نظام‌های کمونیستی را دیدیم که به سرنوشت حکومت‌های برده‌داری گذشته گرفتار شدند و کشور‌های کمونیستی بزرگ حتی موجودیت و یکپارچگی خود را از دست دادند. و این سرنوشت هر جامعه و بنگاه و شرکتی است که به روابط انسانی و چگونگی به‌کارگیری قدرت بین خود وآحاد مردم وکارکنان نیندیشد.

از طرف دیگر انسان به‌طور ذاتی به ارزش و اهمیت وقت خود، آگاه است و می‌داند که عمر او بسیار گذرا است و از این رو به‌طور طبیعی می‌کوشد که وقتش را به بهترین شکل ممکن و خوش آینده‌ترین وجه مصرف کند، تنها تفاوت در تفسیر بهترین و خوش آینده‌ترین، می‌توان گذران نیک و بد اوقات افراد را توجیه کند. ولی به‌طور کلی می‌توان گفت انسان وقتی، اوقات خود را در سه امر 1- انجام وظیفه (اعم از فردی، اجتماعی یا اخلاقی) 2- تفریح و فراغت و تمدد اعصاب 3- آموزش، مطالعه، تفکر و برنامه‌ریزی برای زندگی و شغل بهتر، بگذراند آن را به درستی مصرف کرده است بنابراین باید افراد را برای انجام وظیفه قانع وآنها از نتایج آن راضی و خشنود ساخت، تا بتوانند بازده کافی و بهره‌وری قابل قبولی داشته باشند.

در یک بنگاه و شرکت نیز وقتی بین یک مدیر و افراد مرتبط با او هم سوئی در اهداف وجود نداشته باشد، با هیچ روشی نمی‌توان بین آنها روابط حسنه و ارتباط مطلوب انسانی ایجاد کرد. زیرا وقتی روابط انسانی در یک بنگاه و شرکت صرفاً براساس نیاز یک طرف به طرف دیگر برقرار باشد این رابطه بسیار شکننده و آسیب‌پذیر و حقیرانه خواهد بود، که هرگز نمی‌تواند باعث دوام و قوام یک بنگاه و شرکت شود. بنابراین لازمه ایجاد حسن رابطه انسانی در محیط کار 1- اشتراک در اهداف 2- هماهنگی در روش‌ها 3- داشتن انگیزه سالم  می‌باشد، که تشابه روانی مخصوصاً در چهار «عین» سرنوشت یعنی1- عقیده.
2- عادت3- علاقه 4- عناد (آنچه را که دوست نمی‌داریم) به این اشتراکات کمک می‌کند.

یک مدیر خوب، حتی اگرکسی نه از سر صداقت، بلکه از روی نیاز و یا اضطرار دست دوستی به سوی او دراز کند،آن را به گرمی می‌فشارد، و سعی می‌کند با جلب اطمینان او نسبت به محبت و صداقت خود، به تدریج انگیزه او را اصلاح کند.

به‌طور کلی یک مدیر باید از خودش سؤال کند، که چرا دیگران (اعم از سرمایه‌گذار، کارکنان بنگاه و شرکت، همکاران حرفه‌ای و غیره) باید در خدمت برنامه‌ها و اهداف من باشند؟ من چه نفع (مادی و معنوی) برای آنها ایجاد کرده‌ام که توقع موافقت و همراهی و هم‌قدمی از آنها را دارم؟ پاسخ به این سؤال‌ها، راه و روش یک بنگاه و شرکت را مشخص می‌سازد.

مردم  یا برای دنیا،گرد کسی جمع می‌شوند، یا برای آخرت. منافع دنیائی، خود می‌تواند مادی یا معنوی باشد (گاهی نیز هر دو را برمی‌گیرد). منافع مادی، همان درآمدی است که ما از یک کار یا مشارکت به‌دست می‌آوریم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

نحوه برخورد کارکنان بامشتریان-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

نحوه‌ی برخورد کارمندان با مشتری در بنگاه و شرکت، ارتباط مستقیمی با طرز فکر چه کسانی دارد؟

ارتباط مستقیمی با طرز فکر مدیران دارد. به‌عنوان مثال در بنگاه و شرکت‌های ممتاز، مشتریان را به چشم افراد کلیدی می‌بینند که از هر نظر خاص و مهم هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

مدیران برای راندمان کاری بایدچگونه عمل کنند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکار موفق چگونه

 

مدیران در شرکت‌ها و بنگاه‌ها برای راندمان کاری باید با کارمندان چگونه عمل کنند؟

مدیران باید حداقل هفته‌ای یک بار جلسات پرسنلی برگزار کنند. در این باره صحبت کنند که هر کسی چه می‌کند و اوضاع چطور پیش می‌رود. به‌طور مرتب با کارمندان‌شان جلسات تک به تک داشته باشند و اگر می‌شود این کار را هر روز انجام بدهند. حتی اگر فقط به مدت چند دقیق باشد. درب اتاق‌شان را باز بگذارند و جریان اطلاعات را مداوم نگه دارند. با این کار از هر چیزی که اتفاق می‌افتد خبردار می‌شوند و همیشه در جایگاهی هستند که هر وقت به مصلحت باشد واکنش سریعی نشان بدهند، می‌توانند به‌ سرعت عمل کنند. این یک کلید اصلی سوددهی بالا است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

مدیران بنگاه ها چگونه باید توقعات گروه های مرتبط به خود راپاسخ دهند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

1

 

منظور از این که مدیران بنگاه‌ها و شرکت‌ها بخواهند به‌عنوان مدیر موفق و محبوب باشند، باید بدانند با چه کسانی سروکار دارند و آنها چه انتظاراتی و توقعاتی دارند و چگونه می‌توانند پاسخگوی آنان باشند چه باید بکنند توضیح دهید؟

می‌دانید هر یک از گروه‌های انسانی هفتگانه که با یک مدیر مرتبط  هستند.

انتظارات و توقعاتی با مدیر یک بنگاه و شرکت دارند، که به شرح ذیل می‌باشد که در صورت تحقق، می‌تواند مدیر راموفق و محبوب کند

1- صاحبان سرمایه: امروزه سرمایه و سرمایه‌گذاری در تولید برای ایجاد رونق اقتصادی، افزایش اشتغال وبه وجود آوردن رفاه اجتماعی و اعتبار وعزت بین‌المللی در کشور‌ها، عامل اصلی و اساسی به شمار می‌رود.

امروزه یکی از معیارهای سنجش موفقیت بین‌المللی کشور‌ها توانایی جذب سرمایه و تشویق سرمایه‌ خارجی به سرمایه‌گذاری در یک کشور است،که کشور امارات و مخصوصا شیخ‌نشین دبی، نمونه بارز آن به شمار می‌رود. این کشور با ایجاد امنیت برای سرمایه‌گذاری و تدوین قوانین مشوق سرمایه‌گذاری از بیابانی خشک و سوزان به موقیعت فعلی دست یافت بنابراین جذب سرمایه و جلب نظر سرمایه‌گذاران برای موفقیت یک مدیر از اهمیت بالائی برخوردار است.

سرمایه‌گذاران عاقل و حسابگر، در سرمایه‌گذاری خود حداقل به پنج عامل زیر توجه دارند وآن را مطالبه می‌کنند:

1-  امنیت سرمایه: زیرا سرمایه‌گذار با کم‌ترین احساس عدم امنیت پا به گریز می‌گذارد و در حالی‌که برای او امنیت فراهم می‌کنند آرام می‌گیرد.

2- سودآوری و داشتن بازده نقدی مناسب: زیرا سرمایه‌ای که بازده نقدی برای سرمایه‌گذار نداشته باشد (حتی با حفظ نسبی ارزش خود) ثروتی نازاست و سرمایه‌گذار سعی می‌کند آن را به دارائی در آمدزا و یا ثروت مطمئن و در اختیار (مثل ارز و طلا) تبدیل کند.

3- افزایش ارزش ویژه سرمایه‌گذاری انجام شده حداقل در حد تورم جاری با در نظر گرفتن استهلاکات متعارف از دیگر خواسته‌های صاحبان سرمایه است: مگر اینکه بازده نقدی به‌گونه‌ای و به میزانی باشد که بتواند کاهش ارزش ویژه در اثر اصطلاً کات را جبران نماید.

4-  قابلیت تبدیل یا نقد شدن سرمایه: یک سرمایه‌گذار حق دارد، هرگاه مصلحت بداند سرمایه خود را تبدیل یا نقد نماید. کندی یا وجود مشکل در این زمینه سرمایه‌گذاری را ناسالم ونا مطلوب می‌سازد.

5- قابلیت تقسیم یا برداشت بخشی از سرمایه‌گذاری انجام شده: چون انسان در هر زمان ممکن است به بخشی از سرمایه خود نیاز پیدا کند، بنابراین سرمایه‌گذاری باید این امکان را به او بدهد (چیزی که در مورد سرمایه‌گذاری در زمین و مسکن تقریباً وجود ندارد).

همچنان که گفته شد عمده‌ترین هدف سرمایه‌گذاری، سودآوری است، و سودآوری با مدیریت صحیح و شناخت بازار و ایجاد حسن رابطه با مصرف‌کنندگان و مشتریان به‌دست می‌آید.

صاحبان سرمایه اختیار سرمایه خود را به یک گروه مدیریت عالی به‌عنوان هیأت مدیره واگذارمی کنند که وظیفه برنامه‌ریزی، هدایت و نظارت را عهده‌ می‌شوند و هیأت مدیره نیز امر بهره‌برداری و اجرا را به مدیر عامل وگروه تفویض می‌نماید.

صاحبان سرمایه دو خصلت شایستگی و صداقت را بیش از سایر خصلت‌ها برای مدیر لازم می‌دانند و به آنها بیش از هر عامل دیگر توجه دارند. بنابراین مدیر خوب ضمن تقویت این دو خصلت (شایستگی وصداقت) در خود می‌کوشد و به طور طبیعی(و نه تصنعی) اطمینان صاحبان سرمایه را نسبت به آینده سرمایه‌گذاری خود جلب کند.

2-کارکنان بنگاه و شرکت: اهمیت نیروی انسانی در چرخه تولید و به‌عنوان مهم‌ترین منابع مدیریت، در حدی است بیشترین دوره‌های آموزشی، به این امر اختصاص یافته است. به‌طور کلی مدیری که نتواند استعدادها و توانائی‌های نیروی انسانی بنگاه و شرکت خود را در جهت تحقق اهدافش به‌کار گیرد مطمئناً نمی‌تواند به‌عنوان مدیری موفق با سایر گروه‌های مرتبط نیز ارتباط مؤثر برقرار کند.

یک مدیر خوب باید به نیروی انسانی، نگاهی فراتر از یک ابزار تولید داشته باشد، زیرا در سایر عوامل تولید (مانند سرمایه، ماشین‌آلات وغیره) رضایت خاطر معنی و مفهومی ندارد، اما نیروی انسانی یک بنگاه و شرکت، اگر رضایت خاطر نداشته باشد، نمی‌تواند استعدادها و توانائی‌های خود را در انجام وظایف و مسئولیت‌های محوله، به‌درستی به کار گیرد. محیط دلگرم کننده و مطلوب و تلاش مفید و هدفمند، در انسان شادمانی ورضایت خاطر ایجاد می‌کند، اما محیط سرد و متشنج، رفتار‌های تبعیض‌آمیز، و نگرفتن نتیجه از تلاش انجام شده یا کم اثر بودن آن، موجب ملال خاطر می‌گردد و انرژی روانی انسان را که لازمه ابتکار اوست، از بین می‌برد.

از ویژگی‌هایی که باید علاوه بر دانش و مهارت حرفه‌ای در کارکنان یک بنگاه و شرکت شناسائی، و آنها را تقویت کرد، می‌توان از مسئولیت‌پذیری و حسن رابطه انسانی (با مدیران، همکاران ومشتریان و ارباب رجوع) نام برد مخصوصاً موضوع رابطه کارمندان با مشتریان، در یک بنگاه وشرکت از اهمیت ویژه‌ای بر خوردار است، و اینکه کارمند مورد نظر آیا در برخورد با مشتری، کارآنها را، مثل کار خودش یا دوستان و بستگانش تلقی و سعی  در انجام درست و سریع آن می‌نماید و یا اینکه با ارجاع کار به دیگران، موضوع را از سر خود باز و به اصطلاح به دیگران پاس کاری می‌کند، یا کاری که قادر به انجام آن است، به امروز و فردا موکول می‌کند و یا بدتر، به جای باز کردن گره، بر آن گره می‌زند

نحوه قضاوت و برخورد یک مدیر با کارکنان بنگاه و شرکت باید به نحوه برخورد آنها با مشتری و میزان رضایت‌مندی آنان از نتیجه کار او بستگی داشته باشد و نه تعارف وتملق آنها نسبت به مدیر. هنر مدیریت در حد اعلای خود، در رابطه با نیروی انسانی یک بنگاه و شرکت تجلی می‌شود، تا آنها از شیوه‌های باری به هر جهت دور به موقیعت مسئولیت‌پذیر و خلاق به نفع خود وکارکنان نیز هست، نزدیک‌تر سازد، تا آنها بتوانند برای خود، بنگاه متبوع وکل جامعه افرادی مفید و کار آمد باشند. به‌طور کلی«مفید» بودن که توقع جامعه از افراد است، فرد نیز برای احساس خلاقیت، به آن نیازمند است، و این نقطه مشترک توقعات فرد و جامعه از یکدیگر می‌باشد.کارکنان شرکت به دو صفت جوانمردی (با توجه به جزئیات آن) و تساهل و مدارا بیش از سایر صفات توجه نشان می‌دهند.

البته باید توجه داشت، هدایت نیروی انسانی یک بنگاه و شرکت به سوی کار آمدی و خلاقیت توأم با رضایت‌مندی و خشنودی، بدون داشتن یک قانون کار جامع و مانع که براساس واقعیت‌های اقتصاد رقابتی جهانی تنظیم شده باشد مقدور و میسر نخواهد بود.

بهترین نقشی که برای یک مدیر نسبت به کارکنان بنگاه و شرکت می‌توان قائل شد، نقش یک پدر مسئول و مهربان است. چنین پدری با رأفت و مهربانی وبدون کینه ورزی و انتقام‌جوئی یا منت‌گذاری با فرزندانش برخورد می‌کند و همواره خیرو صلاح و ترقی و تعالی آنها را در نظر می‌گیرد، وحتی در شرایط اختلاف بین کارکنان به‌جای قضاوت و داوری که بالاخره یک طرف را ناراضی می‌کنند بیشتر به میانجی‌گری و ایجاد صلح و سازش بین آنان می‌پردازد.

3- مدیران و مسئولین بانک‌ها و مؤسسات اعتباری: تقریباً هیچ واحد اقتصادی را نمی‌توان یافت که از لحاظ مالی بی‌نیاز از تسهیلات مالی و اعتباری بانک‌ها و دیگر مؤسسات اعتباری باشد.

اگر قدم خیر برای دیگران را «رحمت» بدانیم، منت‌گذاری نقطه‌ای است که آن را به «زحمت» تبدیل می‌کند.

استفاده از تسهیلات بانکی باید در حد نیاز و با توجه به توانائی باز پرداخت و تسویه آنها صرفاً به‌منظور تحقق اهداف تعریف شده  بنگاه و شرکت باشد.

ارتباط مثبت این بخش، با بانک‌ها و مؤسسات اعتباری برای هر بنگاه و شرکت از اهمیت ویژه‌ای بر خوردار است وبه دلیل حساسیت این ارتباط، مدیران مؤسسات مالی و اعتباری مانند گروه اول (صاحبان سرمایه) دو خصلت شایستگی و صداقت را لازمه یک مدیریت خوب می‌دانند. زیرا این دو صفت انجام به موقع تعهدات را که مورد نظر آنهاست، تأمین می‌کند و منابع مالی مصرف شده بانک‌ها را به موقع به آنها بر می‌گرداند.

4- مسئولین سازمان‌های دولتی ذی‌ربط: تأثیر و نقش سازمان‌های دولتی در ایجاد، ادامه فعالیت و موفقیت یا شکست بنگاه‌ها و شرکت‌های اقتصادی در ایران به حدی است که گفته می‌شود، رمز موفقیت در توانائی ایجاد ارتباط، حفظ ارتباط و بهره‌برداری مثبت از ارتباط با سازمان‌های دولتی خلاصه می‌شود. یک مدیر چگونه می‌تواند با مسئولین سازمان‌های دولتی که با آنها ناچار به داشتن ارتباط است، حسن رابطه برقرار کند؟ آیا پایبندی به مقررات و رعایت قوانین و احترام به آنها می‌تواند این حسن رابطه حفظ نماید.

این گروه نیز به خاطر وظایفی که برعهده دارد به شایستگی و صداقت مدیر بیش از سایر خصوصیات او اهمیت می‌دهند واز این حیث با صاحبان سرمایه و مدیران بانک‌ها و مؤسسات اعتباری در یک گروه قرار می‌گیرند. نقطه جالب این است که سازمان‌های مختلف دولتی یا شبه دولتی بعضاً از نظر اهداف با یکدیگر در تضاد هستند و در اینجاست که مدیر باید مانند هنرمندی چیره دست با حفظ صداقت در میان این گروه‌ها مانور کند و راهی میانبر و مرضی‌الطرفین بیابد. مثلاً شهرداری محلی را مسکونی تلقی  و از انجام کار اداری در آن ممانعت می‌کند و دارائی آن را اداری تلقی و از بابت آن مطالبه مالیات سر قفلی می‌نماید.

1-   مصرف‌کنندگان، مشریان یا مراجعان: گفته‌هایی نظیر اینکه «مشتری پادشاه است» یا «حق با مشتری است» و غیره، همگی نشان از اهمیت نظر مثبت مصرف‌کنندگان کالا و خدمات، مشتریان و یا مراجعان یک  بنگاه و شرکت، در جهت تداوم فعالیت و بقای آن دارد، اینکه چگونه یک مدیر می‌تواند نظر مثبت و رضایت خاطر این گروه را جلب کند. موضوع بسیاری از دوره‌های آموزشی است، ولی مطالبی که در این مختصر می‌توان به آن اشاره کرد به ترتیب عبارتند از:

2-   مدیر باید قلباً مصرف‌کنندگان، مشتریان و مراجعان بنگاه و شرکت خود را دوست بدارد و میل به نیکی کردن و مفید واقع شدن برای آنها را داشته باشد، چنین روحیه‌ای به‌سرعت از مدیر بنگاه و شرکت به دیگر اعضاء و ارکان شرکت تسری پیدا می‌کند و همه می‌دانند که در این بنگاه و شرکت به واقع، حق با مشتری است.

3-   مصرف‌کنندگان، مشتریان یا مراجعان یک  بنگاه و شرکت نیز افرادی یکسان و یک‌دست نیستند، بعضی ایراد گیر و ناراضی هستند، برخی منطقی و منصف وعده‌ای دیگر هم بی‌تفاوت و بی‌توجه به کیفیت خدمات و ارتباطات یک بنگاه و شرکت. اما یک مدیر می‌کوشد که همه این افراد مخصوصاً گروه اول و دوم را در حد امکان راضی و خشنود سازد.

4-    فراموش نکنیم تبلیغات تنها برای جلب مشتری نیست، مهم‌تر از جلب مشتری، حفظ مشتری وتأمین رضایت‌مندی اوست، که تبلیغات می‌تواند در این مورد مشتری را در انتخاب خود ثابت قدم نماید به‌گونه‌ای خود به شکلی مبلغی برای بنگاه و شرکت درآید، زیرا بهترین تبلیغ برای یک بنگاه و شرکت، تأیید مشریان و مراجعان آن می‌باشد.

5-    به این نکته توجه داشته باشید که اعلام عیب و نقص و طرح شکایت حق مصرف‌کننده، مشتری یا مراجع است، نه وظیفه او.

6-   وظیفه مدیر خاتمه نمی‌یابد بلکه کنترل و نظارت و حتی پی‌گیری وکسب نظر مشتریان و مراجعان از وظایف مدیریت یک بنگاه و شرکت به شمار می‌رود.

7-   یک مدیر خوب بر کنترل و کیفیت کالا و خدمات، همواره تاکید می‌نماید و تولید بدون عیب و مطابق استاندارد را وظیفه خود می‌شمارد و به تغییر نیاز‌های مشتری توجه می‌کند و مشخصات محصولات خود را به روز نگه می‌دارد. نمونه این روش، تغییرات پی در پی در تولید موبایل و تلفن همراه و خدمات آن است که روز به روز کامل‌تر گردیده است. با این توضیح علاوه بر صداقت، شایستگی مدیر که می‌تواند کالای بهتر و بدون عیب را با قیمت ارزان‌تر وبه شکل آسان‌تر به‌دست مصرف‌کنندگان برساند برای مشتریان نسبت به دیگر صفات او رجحان دارد و آنها را با این معیار نسبت به مدیر و نسبت به بنگاه و شرکت تحت مدیریت او قضاوت خواهند کرد.

6-   رقبای بنگاه و شرکت: اینکه ما رقیب کاری خود را زحمت بدانیم یا رحمت، تهدید بشناسیم یا فرصت، دو دیدگاه و دو روش متفاوت را در مقابل ما می‌گستراند. اگرچه میل به انحصار را نمی‌توان در هیچ بنگاه و شرکتی نادیده گرفت، ولی به واقع رقیب می‌تواند به‌وسیله رفع معایب و ترقی و اعتلاء بنگاه و شرکت گردد، از طرف دیگر رقیب می‌تواند به‌عنوان همکار (مانند آنچه در اتحادیه‌ها و سندیکاها دیده می‌شود) نیروی افزون برای بنگاه و شرکت به وجود آورد، تا بتواند مشکلات مشابه خود را راحت‌تر حل وفصل کند. هم‌چنین لازم است همیشه نکات مثبت کار رقبای خود را تحسین و از آنها برای بهبود بنگاه و شرکت خود الگوبرداری کند و مخصوصاً هرگز در جمع از رقبای خود انتقاد و عیب‌جوئی نکند و سعی کند سهم بازار بنگاه و شرکت خود را با شایستگی بالاتر ببرد و نه با ترفند‌های کاسبکارانه. زیرا یکی از رموز موفقیت یک مدیر، خوشنامی او در میان همکاران و رقبای اقتصادی‌اش می‌باشد، از این رو اگر چه رقبای بنگاه و شرکت «تساهل و مدارا» را بیش از هر صفتی دیگری در عرصه رقابت می‌پسندند ولی مدیر خوب و شایسته می‌داند که تساهل بدون شایستگی و صداقت تبدیل به تنبلی و بیکارگی می‌گردد و بنابراین در همه زمینه‌ها از جمله در خصلت مداراگری از حد اعتدال دور نمی‌شود.

1-    فروشندگان و تأمین‌کنندگان مواد و کالای مورد نیاز بنگاه و شرکت:

این سخن درست و قابل قبولی است که بنگاه‌های اقتصادی بیشتر با اعتبار خود اداره می‌شوند، تا با سرمایه‌شان. چون سرمایه یک بنگاه و شرکت بیشتر در زمین و ساختمان و تأسیسات عملاً حبس می‌شود و نقدینگی بنگاه و شرکت از طریق بانک‌ها و پیش فروش محصولات تأمین می‌گردد و بخشی را نیز می‌توان از طریق خرید اعتباری مواد اولیه و کالاهای مورد نیاز تأمین کرد. بنابراین اعتبار و خوش‌نامی چه در بازار داخلی و چه در سطح بین‌المللی می‌تواند، تأمین اولیه و کالاهای مورد نیاز شرکت را تسهیل نماید. در این زمینه مدیریت مواد اولیه در یک بنگاه نقش مهمی را ایفاء می‌نماید. سفارش به موقع کالا و به مقدار لازم، (به‌گونه‌ای که نه خط تولید به‌دلیل کمبود مواد اولیه دچار مشکل می‌شود ونه سرمایه بنگاه و شرکت در انبارها بلا استفاده باقی بماند یا مواد اولیه.کالا به علت گذشت زمان غیرقابل استفاده یا دچار تنزل کیفیت گردد)، همچنین پرداخت به‌موقع می‌تواند زمینه ساز اعتبار دائمی بنگاه و شرکت در بازار گردد. فراموش نکنید افراد بدحساب کسانی نیستند که از پرداخت بدهی خود به دیگران خودداری می‌کنند، بلکه کسانی به این نام خوانده می‌شوند، که پرداخت‌های‌شان را به‌ موقع انجام نمی‌دهند و به اصطلاح نمی‌توان روی پرداخت آنها حساب کرد. ضمن اینکه از تساهل مدیر خوشحال می‌شوند نسبت به شایستگی و صداقت،که موجب خرید بیشتر و انجام به موقع تعهدات او می‌گردد، حساسیت بیشتری نشان می‌دهند و شایستگی را به تساهل تنها ترجیح می‌دهند و خریدار خوش حساب سخت‌گیر را بر خریدار آسان‌گیر ولی بدحساب ترجیح می‌دهند.

به‌طور مثال یک دانش آموز که به‌طور معمول با معلمین و اولیاء مدرسه، همکلاسی‌هایش و اولیاء و بستگان خود در ارتباط دائمی است باید توجه کند که هر یک از این گروه‌ها از او چه توقعات و چه انتظاراتی دارند و او چگونه می‌تواند در حد معقول و منطقی و در حد توان روحی و جسمی خود به آنها پاسخ دهد. معلم از شاگردش درس  و ادب می‌خواهد، همکلاسی دوستی و صمیمیت، پدر و مادر درس، ادب و حرف شنوی و همکاری. و یک دانش آموز باهوش و عاقل می‌تواند به همه اینها جواب مساعد بدهد، و حتی از این خواسته‌ها، پلکانی برای صعود به خود شکوفائی و کمال معنوی بسازد.

نکته مهم دیگری که در این بخش می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد، (علاوه بر لزوم شناخت روحیه و آشنائی با توقعات و انتظارات کسانی که به حکم ضرورت کار و زندگی با آنها سرو کار داریم) توجه به اهداف متضاد و توقعات متفاوت آنهاست. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که با این خواسته‌ها و نقطه نظرات و اهداف متفاوت وگاه متضاد چه باید کرد؟ جواب این است اگر یک مدیر پنج صفت لازم یعنی شایستگی، جوانمردی، صداقت، شهامت و تساهل را توأما داشته باشد و هدفش مشخص باشد، مغز او راه درست را در هر مورد به او نشان خواهد داد و بنابراین راه حل، تقویت این پنج خصلت در شخصیت خویش است و این صفات را (مانند سایر خصلت‌های انسانی) فقط با شناخت، قبول و تمرین می‌تواند در شخصیت خود تقویت کند، اصولاً هیچ مدیری بدون عبور از مرزی که خودشناسی نام دارد،  نمی‌تواند به سایر خصلت‌های لازم برای موفقیت و محبوب بودن در مدیریت دست یابد، زیرا آن کس که توانائی‌های خود را نشناخته باشد، چگونه می‌تواند مهارت به‌کارگیری توانائی‌های دیگران، در جهت حصول اهداف مورد نظر را به‌دست آورد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

توقعات وانتظارات آنانی که بامدیران درارتباط اند-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

1

 




 

گروه‌هایی که با مدیر یک بنگاه اقتصادی و شرکت مشتری‌مدار مرتبط‌اند کدامند و توقعات و انتظارات آنان از او  چه می‌باشد؟

توقعات و انتظارات گروه‌های مرتبط با مدیر به شرح جدول ذیل می‌باشد.

شماره گروه

نام گروه

اهداف، انتظارات و توقعات مشروع و منطقی

امکان تغییر و

جایگزینی

اول

صاحبان سرمایه

سودآوری، گسترش شرکت و افزایش سهم بازار

بدون امکان تغییر و جابه جایی

دوم

کارکنان بنگاه و شرکت

افزایش دستمزد، تأمین امنیت شغلی، خلاقیت وخود شکوفایی

با امکان اندکی در تغییر و جایگزینی

سوم

مدیران بانک‌ها ومؤسسات مالی

اخذ سود بیشتر واطمینان از باز پرداخت به موقع وام‌ها و اعتبارات پرداخت شده و اجرای صحیح پروژه

با امکان تغییر وجایگزینی

چهارم

مسئولین سازمان‌های دولتی ذی‌ربط

اجرای مقررات و قوانین، اخذ مالیات و عوارض بیشتر، حفظ حقوق اجتماع و مصرف‌کنندگان

بدون امکان تغییر وجایگزینی

پنجم

مصرف‌کنندگان و مشتریان

خرید کالا بهتر با قیمت ارزان‌تر و به آسان‌ترین شکل ممکن و اطمینان از خدمات پس از فروش

با امکان محدود در تغییر و جایگزینی

ششم

رقبای بنگاه و شرکت

افزایش سهم بازار خود، جلب مشتریان بنگاه و شرکت، جذب افراد و کارکنان مؤثر و مفید بنگاه و شرکت

بدون امکان تغییر و جایگزینی

هفتم

منابع تامین مواد و کالاهای مورد نیاز شرکت (تامین‌کنندگان یا عرضه‌کنندگان)

فروش کالای بیشتر با قیمت بالاتر و دریافت به موقع مطالبات

با امکان محدود در تغییر و جایگزینی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

جشن پایان سال،جایزه به چه کسان-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

 مدیران ارشد  بنگاه اقتصادی و شرکت مشتری‌مدار با برگزاری جشن پایان سال باید به چه کسانی جایزه بدهند؟

1- جایزه به کسی اعطا شود که به دیگران خدمت شایانی کرده است 2- جایزه به فردی داده می‌شود که مظهر و نماد ارزش‌های بنگاه و شرکت بوده است 3- جایزه به کسی تعلق گیرد که کار کردن با او از همه لذت بخش‌تر و با شور و نشاط‌تر بوده است 4- جایزه به مدیر وقت شناسی داده شود که وظیفه خطیر خود را تحت شرایط دشوار به‌موقع به انجام رسانده است. 5- جایزه به کسی داده شود که همواره حاضر بوده گام‌های اضافه‌ای را برای مشتری‌ها برداشته و خدمات ویژه‌ای به آنها ارائه کرده است 6- جایزه به کسی داده شود که برای کمک کردن به همکارانش آمادگی داشته و به آنها کمک کرده است 7- جایزه به کسی داده شود که در طول سال گذشته بیشترین اثر‌گذاری و مشارکت را در موفقیت بنگاه و شرکت داشته است و در انجام این کار همواره  ارزش‌های بنگاه و شرکت را مدنظر داشته است.



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری

مهمترین وطیفه مدیر بنگاه اقتصادی-برگرفته ازتالیفات ولی اله جعفری

برگرفته ازکتاب کسب وکارموفق چگونه

 

مهم‌ترین وظیفه مدیر بنگاه اقتصادی و شرکت مشتری‌مدار چه می‌باشد؟

وظیفه‌اش آگاه‌سازی کارکنان به وظایف‌شان و توجه دادن منابع انسانی به اهمیت روابط صمیمی و مؤثر بین آنها، در بنگاه یا شرکت مشتری‌مدار کارکنان باید به همدیگر عشق بورزند تا فضای بنگاه و شرکت بوی عشق ودوستی وصمیمیت بدهد. بزرگ‌ترین سرمایه‌ی بنگاه و شرکت منابع انسانی است. کارکنان بنگاه و شرکت، کارکنان شایسته بنگاه و شرکت، سرمایه بنگاه و شرکت و در حقیقت خودبنگاه و شرکت هستند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
ولی اله جعفری